ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

402

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

به فرنگان تسليم كند . پس او را به زندان كردند و از صلاح الدين امان خواستند . صلاح الدين حارم را بگرفت و يكى از خواص خود را به امارت آن منصوب كرد . صلاح الدين تل خالد را به يكى از اميران خود به نام داروم الياروقى [ 1 ] صاحب تل باشر به اقطاع داد و قلعهء عزاز را به اميرى ديگر به نام دلدرم سليمان بن جندر سپرد و او به عمارت آن پرداخت ، زيرا در عهد عماد الدين ويران شده بود . صلاح الدين ديگر اعمال حلب را به ديگر امرا و سپاهيان خويش به اقطاع داد . و اللّه اعلم . افول دولت مجاهد الدين قايماز امور دولت موصل در دست مجاهد الدين قايماز بود و چنان كه گفتيم او بود كه فرمان مىراند . عز الدين محمد معروف به زلفندار سپهسالار و شرف الدين احمد بن ابى الخير كه پدرش صاحب الغراف بود و هر دو از بزرگان دولت بودند و نزد سلطان عز الدين مسعود مقامى ارجمند داشتند ، سلطان عز الدين را عليه مجاهد الدين برانگيختند و بسى سعايتها كردند تا عاقبت تصميم به برانداختن او گرفت ، ولى به سبب قدرت و شوكت مجاهد الدين ياراى اقدامش نبود . پس اظهار بيمارى نمود . مجاهد الدين خواجه بود و زنان از او حجاب نمىكردند چون به عيادت سلطان عز الدين آمد فرمان داد او را گرفتند و دربند كشيدند . آنگاه خود بر نشست به قلعهء موصل راند و اموال و ذخاير او را در تصرف آورد و قلعه را به زلفندار داد و شرف الدين احمد بن ابى الخير را امير حاجب خود گردانيد و دست هر دو را در امور دولتش گشاده داشت . اين واقعه در سال 579 اتفاق افتاد . اربل و اعمال آن در تحت حكم مجاهد الدين بود . زين الدين يوسف بن زين الدين على نيز كه كودكى خردسال بود در كفالت او مىزيست . همچنين جزيرهء ابن عمر كه از آن معز الدين سنجر شاه بن سيف الدين غازى بن مودود بود در زير فرمان او قرار داشت ، زيرا معز الدين سنجر شاه نيز كودكى خردسال بود . همچنين شهرزور و اعمال آن و دقوقا و قلعه عقر حميديه در دست او بود و در هر يك از آنها نايبى گماشته بود . پس از آنكه صلاح الدين بلاد جزيره را گرفت براى عز الدين مسعود جز موصل نماند كه باز هم قلعه آن را مجاهد الدين در تصرف داشت . از اين رو پادشاه حقيقى مجاهد الدين بود . چون عز الدين مسعود او را فرو گرفت . صاحب اربل و جزيرهء ابن عمر به فرمان عز الدين مسعود سر فرود نياوردند و تسليم حكم صلاح الدين شدند . خليفه الناصر لدين اللّه ، شيخ الشيوخ صدر الدين و بشير خادم خاص خود را فرستاد تا ميان صلاح الدين و عز الدين طرح صلح افكند . صلاح الدين گفت كه در جزيره و اربل سخنى

--> [ ( 1 ) ] متن : الباروقى .